تبليغاتX
html> پیدا وپنهان #page { background: url("images/kubrickbgwide.jpg") repeat-y top; border: none; }

برای اینکه نیفتی بدو!!

در تاریخ شنبه 21 خرداد1390 توسط نسل امروز


سلام.امیدوارم که حالتون خوب وروزگا به کامتون باشه.بعد از مدتها اومدم بگم که هستم منو یادتون نره این مطلبو حتما بخونید ؟ارزش خوندنو داره باور نداری!!!!

آیا به بچه هایی که تازه راه رفتن رو یاد می گیرند دقت کردی؟اونها چون هنوزپاهاشون رمق نداره ونمی تونند وزنشون رو درحالت ایستاده به مدت زیادی تحمل کنن وچون روش درست ایستادن رو نمی دونن وکنترلی روی بالاتنه خود ندارن وچون ناخوداگاه می دونن که اگه بایستند می افتن پس می دوند.آنقدرمی دوند که یا خودشون رو درآغوش پدر ومادر بندازن یا به دیوار ومانعی برسن وبه آن تکیه بدند ویا سرانجام روی زمین بیفتن،اونها برای اینکه نیفتن می دوند ودرحین دویدن ازشوق می خندن وجیغ می زنن شاید این دویدن چند ثانیه ای بیشترطول نکشه اما هرچه باشه ازفورا افتادن بهتره.جالب اینجاست که بعد ازچند هفته ای ازاینجوری دویدن کودک یاد می گیره که روی پاهای خودش تعادلش رو حفظ وبایسته.

ما انسانها زمانی کودک بودیم به تدریج که رشد کردیم وقد کشیدیم بسیاری از خاطرات ودرس های کودکی را فراموش کردیم یکی از این درسا همین درس دویدن برای نیفتادنه،این درس در تمام شرایط زندگی برای ما قابل استفاده است ودرسخت ترین شرایط زندگی وقتی همه چیز بر ضد ماست،گاهی می تونه تنها راه نجات ما باشد .جوونی را در نظر بگیرید که از مال دنیا هیچ نداره او چون هیچ سرمایه ای نداره،ازدید عامه مردم نباید بایسته بلکه باید بنشیند ومنتظر معجزه ای بمونه برای معجزه های که ممکنه هیچ وقت رخ نده شبیه اینکه ارثیه ای درست وحسابی بهش برسه.اما اگر این جوون خاطره اولین دویدنشو به یاد داشته باشه می تونه برخیزه وهمون جایی که هست وبا همون بضاعت ناچیز شروع کنه به تلاش وحرکت،شاید چند قدم بیشترنتونه بدوه شاید شانس نیاره وبا صورت به زمین بخوره ولی شاید بتونه خودشو رو به ستونی موقتی برسونه وکمی پیشرفت کنه حتی ممکنه همین تقلا باعث بشه توجه اطرافیان به سوی او جلب ودستانی برا کمک به او دراز بشه.الان تقریبا سه ماهی ازتحویل سال میگذره،خیلی ها سرسفره هفت سین ماهی قرمز گذاشتن (وا دیدی سر سفره مون ماهی نداشتیم) خیلی ازاین ماهی ها مردند اما هنوزهم هستن ماهی هایی که با وجود اینکه رنگ قرمزشون رو در سایه از دست دادن،اما با این وجود برای زنده ماندن تلاش می کنن ماهی های قرمزی که در حوض ها واستخرها رها شدن،همون هایی هستن که تا آخرین لحظه دویدن ودست از دویدن برنداشتن در واقع اونا با تقلا به دیگران ثابت کردن که شوق وشایستگی وحق زنده موندن را دارند واین حق را با شگرد دویدن برای نیفتادن به نمایش گذاشتن.

برای اینکه زمین نخوری ونیفتی بدو!!!برای اینکه تمیزی رو یاد بگیری همین الان یه چیزی رو مرتب کن. برای اینکه محبت وصمیمیت توبا دیگران از بین نره همین الان برخیزوعشقتو به دیگران نشون بده .مهم نیست که وقتی این کار رو میکنی چقدر ناشیانه بدوی،مهم نیست چقدر خنده دار خودت رو این طرف واون طرف بزنی واصلا اهمیت نداره که اطرافیان درمورد دویدن توچه نظری بدهند مهم اینه که می دوی وتلاش می کنی تا نیفتی.وقتی کودکی شروع به دویدن میکنه کسی به او ایراد نمی گیره که چرا دستاشو به سمت آسمون بالا می بره وجیغ میزنه،همه برای او هورا می کشن وازصمیم دل او را تحسین می کنن فقط برای اینکه داره می دود پس توهم برای اینکه نیفتی بدو !!اینه قانون زندگی.

اسمان همه جا همین رنگ نیست؟؟

در تاریخ یکشنبه 4 اردیبهشت1390 توسط نسل امروز

 

سلام .امیدوارم که روزهای زندگی به کامتون باشه.وبرای سال جدید برنامه هاتون رو با جدیت بیشتری دنبال کنید.این مطب را  به تموم کسانی که فکر می کنند فرصت برای تغییر نیست چون همه جا آسمون یه رنگه؟َتقدیم میکنم باشد که آسمون زندگیشون زنگارنگ بشه

امروز وقتی که به حیاط خانه رفتم تا سوار تاب شده و با تاب خوردن مشغولیت های ذهنی ام را هم بزنم طوری که فقط ان اصل کاری ها روی سطح ذهنم باقی بمانند و به نوبت دستشان را بالا بگیرند تا حلشان کنم, یکدفعه نگاهم به اسمان خیره ماند مثل بچه ها غرق در تفکرات خود شدم. یک لحظه دلم به حال اسمان سوخت که در تمام عمر Nساله اش کلا چهاردست لباس بیشتر نداشته ,همیشه ابی ابی بوده, بعضی وقتها هم شاید یواشکی عاشق می شده و لپ هایش گل می انداخته تا ما اسم لباسش را غروب بگذاریم.

 بعضی وقتها هم کودک درونش قلقلکش می داده تا برف ببارد و ما برف بازی کنیم. گاه گاهی هم که کاسه ی صبرش لبریز شده انقدر باریده و باریده تا سبک شده و بعد رنگین کمان را لبخند زده تا اگر ما را هم غصه دار کرده از دلمان بیرون بیاورد اخر ما که یک اسمان بیشتر نداریم اگر او هم دائم غصه دار باشد,تکلیف ما چیست.

بعضی شب ها هم سخاوتمندانه دامن سیاهش را گشوده تا شاید بالاخره یک شب کسی در مسابقه ی انتخاب ستاره ای که واقعا ازان خودش است پیروز بشود,اما... البته این اخری لباس نبود بیشتر شبیه به بالا پوشی بود که خیلی ظریف وبا دقت بافته شده و مادربزرگ ها روی شانه هایشان می اندازند تا گرمشان کند و کنار شومینه در حالی که صندلی را تکان تکان می دهند البوم خاطراتشان را ورق بزنند. پس سر جمع با این چهار دست لباس روزگار می گذراند. طفلک اسمان چه قدر بی حق سکوت رازدار است,از همان بالا چه چیزهایی که نمی بیند بدی,خوبی,زشتی,زیبایی و...

نمی دانم چرا می گویند اسمان همه جا همین رنگ است ,اصلا چه کسی گفته. درست است که با یک حساب سر انگشتی می توان گفت اسمان چهاردست لباس بیشتر ندارد اما همیشه که یک رنگ نیست.شاید در هفت اسمان لباس ابی مد همیشگی است.

 بابانوئل هم سالیان سال است که لباس قرمز بر تن می کند اما زیر پوستین لباس همیشه یک بابانوئل نیست که هدیه می دهد. گاهی وقت ها که از دنیای کوچکمان و ادم های اطرافمان به تنگ می اییم و بعد از کلی جمع و تفریق و محاسبه عزممان را جزم می کنیم تا قدم پیش بگذاریم و با کوله بارمان راهی دیاری شویم تا شاید هم فکرهای خودمان را بیابیم , با جمله ی کجا می روی اسمان همه جا همین رنگ است اراده مان را تا کمر به باتلاق سوختن و ساختن فرو می کنند.

اسمان فقط یک رنگ نیست,هزارهزار رنگ است. این تو هستی که باید بگردی و ببینی که رنگ کدام قسمت ازاسمان با طیف رنگی مورد علاقه ی تو هم خوانی دارد. گیریم که اسمان همه جا ابی باشد اما این تو هستی که باید با تمام توان بگردی تا ببینی اسمان دلت زیر کدامین قسمت از این سقف,ابی می شود. ان وقت است که می توانی به راحتی لم بدهی و قهوه ای داغ بنوشی چون حداقل توانستی اسمانی را پیدا کنی که با عشق برایش دست تکان بدهی و خیره اش بمانی و از این که سراخر پیدایش کردی به خود ببالی .

 نه گول پوسته ی اسمان را نخور بگرد و ببین ان اسمانی که دلت نمی خواهد حتی یک قدم از زیرش تکان بخوری و دوست داری تا ابد همان جا بمانی کجاست ,انقدر بگرد تا پیدا شود.

 

یک قدم تا بهار

در تاریخ چهارشنبه 25 اسفند1389 توسط نسل امروز

 

         سال نو مبارک

 

زمستان فصل,سرد سکون ونماد خمودگی وخواب ورخوت بی  آنکه برف وبارانی چشمگیر هدیه ما کند به تندی گذشت واین روزهای باقی مانده بلور بهار حرکت وجنبش وسرسبزی ,آرام آرام به کوچه ها وخیابان ها ومیان مردم بازگشته حالا دیگر چند روز دیگر ,چند ساعت وچند دقیقه بیشتر وقت نیاز نیست تا پنجره را باز کنی وبگوی وه!بهار وببینی غنچه غنچه گل وکپه کپه شکوفه! وگوش بسپاری وبشنوی یک حنجره قناری ومضرابی سرشار از چهچهه بلبل وآواز کنجشگ وملودی سار رو شاخه های درختانی که شانه به شانه هم دست دردست یکدیگر فروبرده اند وجشن زندگی را سر شار از سر زندگی می کنند. حالا دیگر چند قدم بیشتر تا دیده بوسی های پراز صفا وصمیمت ,تا در آغوش گرفتن تازگی قدیمی ها ویک کلام چند قدم تا شیرینی وعیدی وعید نمانده است.یادمان باشد لحظه ای که ماهی قرمز توی تنگ ثابت می ایستد وصدای توپ آغاز سال تازه را اعلام می کند عید توی خانه آدم های مختلف فرق می کندبعضی ها سفرهاشون را روی زمین, بعضی ها سفرهاشون رو روی میز می چینند بعضی ها هم آغاز سال را لای ابرها وروی صندلی هواپیما جشن می گیرند با این حال جوانه هایی که ساقه ها را می شکافند تا هوای تازه را در رگ های گیاه بدوانند براش فرقی نمی کند که کجا سر از خاک بیرون آورده ,جوانه پوسته سخت وخشک دانه وتن سخت ساقه را ترک می دهد تا بهار پیروزیش را به جهان اعلام کند, بهار بین گلدان ترک خورده وباغ های انبوه از درخت فرقی نمی گذارد.بهار بین سفرهای خالی ورنگین فرقی نمی گذارد چرا ما فرق بگذاریم امیدوارم این درس اول ما از بهار امسال باشه.سال نو سال زندگی دیگری است امیدوارم که زندگیتان سبز وفرخنده باشه وچیزی از کینه ها وناامید ها وناراحتی های امسالتون  رو با خودتون به سال بعد نبرید.پیشاپیش سال نو را به همه تون تبریک می گم وامیدوارم که سال جدید براتون همراه باشه با بهترینها.من براتون بهترین هارو آرزو دارم.عیدتان مبارک.

از آنجایی که علاقه زیادی به شعر دارم دوست دارم پایان مطلبو با چند بیت شعراز شعرای مختلف در وصف بهار تموم کنم.اینم عیدی من به شما

به من گفتا،چه عیدی خواهی از من؟/بگفتم عیدیم باشد جمالت/سپس گفتم،ترا عیدی چه باید؟/بگفتا،خوب می دانی،ریالت(شاعر طنز پرداز اسدالله شهریاری)

عید آمد وما خانه خود نتکانیدم /گردی نستردیم وغباری نفشاندیم /دیدم که در کسوت بخت آمده نوروز/از بیدلی اورا ز در خانه برانیدیم /هرجا گذری غلغله شادی وشور است / ما آتش انده به آبی ننشانیدیم /آفاق پراز پیک وپیام است ولی ما /پیکی ندونیدم وپیامی نرساندیم(اخوان ثالث)  

برچهره گل نسیم نوروز خوش است/ بر طرف چمن روی دل افروز خوش است/.از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست/خوش باش ومگوز دی که امروز خوش است(خیام)

 

دربهار کی شود سر سبز سنگ ؟/ خاک شو تا گل برآیی رنگ رنگ/ سال ها تو سنگ بودی دلخراش/آزمون را یک زمانی خاک باش (مولانا)

آمد بهار خرم ورسول یار/مستیم وعاشقیم وخماریم وبیقرار(مولانا)

امروز روز شادی وامسال, سال گل است/نیکوست حال ما که نکو باد حال گل(مولانا)

نوبهار است درآن کوش که خوشدل باشی /که بسی گل بدمد وتو در گل باشی(حافظ)

باز این چه جوانی وجمال است جهان را / واین حال که نو گشت زمین وزمان را(انوری)

قصه بید وباد

در تاریخ یکشنبه 8 اسفند1389 توسط نسل امروز
با سلام.اميدوارم روزهاي پاياني زمستاني که بيشترياد آور بهار است به کام همتون خوش باشه.شعر زيبايي از همشهري خودمون (سید عارف موسوی)براتون گذاشتم  اميدوارم که خوشتون بیاد

 

                                                 قصه بيد وباد

بيشه زاري بود ويک بيد قشنگ                                بيدي عاشق با دلي چون لاله تنگ                
بود نازک دلترين بيدها                                            با هزاران آرزو،اميدها                                        مي گذشت از آن طرف بادي وزان                              بوسه زد بر چهره بيد جوان
باد از بوي خوشي اکنده بود                                     بر لبانش ياس هاي خنده بود                      
بادبوي عشق و ياس داشت                                     بوي مجروح گل احساس داشت
بوي فرداهاي لبريز از اميد                                         بوي جانبخش سپيدارسپيد
بوي باران بوي ابر بي قرار                                         بوي گل هاي دل انگيز بهار
بيد آغوش اجابت باز کرد                                           گفتگوي عشق را آغاز کرد
باد زيبا تا ابر با من بمان                                           نغمه هاي عشق را با من بخوان
مبتلايم کردي اي زيباترين                                         زنده ام با لحظه هاي اتشين
بوي هستي بوي عرفان مي دهي                             مژده آيات باران مي دهي
زندگاني بي تو يعني مرگ نور                                   بي تو نفرين بر درختان صبور
آه،اما اين چه فکر باطل است                                     باد را در کف گرفتن مشکل است
باد بايد غنچه هار ا واکند                                          بيدهاي ديگري پيدا کند
باد بايد باعث الفت شود                                          با درخت ولاله هم صحبت شود
باد رفت وبيد در غربت نشست                                  ريشه هايش را به روي آب بست
باد رفت وآه از غم سوخت بيد                                   آتشي بر جسم وجان افروخت بيد
سوخت بيد ودود شد در آسمان                                 سير کرد او کهکشان تا کهکشان
دود شد تا عقده از دل واکند                                      دود شد تا باد را پيدا کند

 

رسومات کشورهای مختلف در سالروز جشن تولد(به مناسبت تولدم)

در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن1389 توسط نسل امروز

سلام.امیدوارم که روزهاتون پرامید باشه وپرعشق..فردا که به عبارتی باشه پانزدهم بهمن تولد منه.اومدم زودتر بگم که فرصت کافی داشته باشید برای کادو خریدن ونگید نگفتی...ازآنجایی که تولدم مصادف شده با شهادت امام رضا شیرینی باشه برای بعد ولی کادوهامو می گیرم ....

کاش برمی گشتم به تمام روزهای خوش کودکیم روزهایی که تمام آرزوهام خلاصه می شد در یه آب نبات در یه نمره بیست در داشتن یه جعبه مدادرنگی واین قدر حساب دو دوتا چارتا را نمی کردم فکرم آزاد بود ازهمه چیزو ازهمه کس .امروز هم احساس خوشبختی با من قرین است ودرتمام زندگیم جریان داره ولی کودکی به چیز دیگه بود حالا هروقت با یکی از دوستای کودکیم صحبت میکنم پیامی رد وبدل میکنم همه اون بازی ها ولحظات مشترکی که باهاش داشتم مرورمیشه وشاید این قشنگ ترین لحظات زندگیم باشه که ازتکرارش لذت می برم وهیچ وقت خسته نمی شم.امیدوارم که شما هم ازاین روزهای قشنگ واز این دوستای ناب داشته باشید چون گاهی اوقات فرصتی هستن برای مرور ومرور زندگی، توی لحظات سخت ودشوار

امسال نمی دونم با چندتا شمع باید تولدم رو جشن بگیرم شاید به اندازه تمام آرزوهای ازدست داده یا شایدم به اندازه تمام آرزوهای به دست آورده .شاید هم به اندازه تمام سال هایی که خدا با من بوده ومن بی توجه بودم چون وقتی ازهمه داشته هایم که به آن می بالم خدا راجدا میکنم متوجه می شوم که چیزی ندارم وبه همه کمبود ها وخواسته هایم که ازآن نالانم خدا را اضافه می کنم متوجه می شوم که همه چیز دارم.همه چیز.....آرزوی من در روز تولدم برای همه  کسانی که دوسشون دارم خوشبختی وسلامتیه  دوتانعمتی که تا از دستشون ندید قدرشو نمی دونید 

ازهمه این ها که بگذریم چندتا رسم ورسوم جالب از کشورها مختلف درباره تولده که یکی از دوستان اون رو برام ایمیل کرده که دونستنش برای شما هم خالی از لطف نیست (بخونش جالبه)

رسومي برگرفته از فرهنگ جوامع

بي‌شك كودكان بيش از ديگر افراد در انتظار سالروز تولدشان هستند، چراكه تصور مي‌كنند وقتي يك سال بزرگ‌تر مي‌شوند، مي‌توانند استقلال بيشتري در انجام كارهاي خود داشته باشند و بيش از پيش به برآورده شدن بسياري از خواسته‌ها و آرزوهايشان نزديك خواهند شد. شمارش معكوس از يك يا 2 ماه قبل از روز تولد آنها آغاز مي‌شود و اين هيجان يك هفته پيش از تولد آنها به اوج خود مي‌رسد.


نكته: گذاشتن شمع روي كيك تولد به نشانه برآورده شدن آرزوها نخستين‌بار در حدود 200 سال پيش و توسط آلماني‌ها مورد توجه قرار گرفت. آلماني‌ها از گذشته‌هاي دور در ساختن شمع مهارت داشتند

اگر بخواهيم درباره رسومات خاص كشورهاي مختلف در سالروز جشن تولد افراد صحبت كنيم، بهتر است ابتدا سري به آفريقا بزنيم.

 در آفريقا به جاي برگزاري جشن‌هاي تولد سالانه مراسم ويژه‌اي به منظور آشنايي كودكان و نوجوانان با قوانين، فرهنگ، آداب، رسوم و باورهاي حاكم بر جوامع مختلف در آغاز دوره‌هاي بخصوصي از زندگي افراد در سنين مختلف برگزار مي‌شود كه از اهميت بسيار زيادي براي آنها برخوردار است. در اين كشور در جشن تولد 20 سالگي فرزندان، والدين كليدي را به فرزندشان هديه مي‌كنند تا راهگشاي مسير زندگي آنها در آينده باشد.

 در كشور برزيل رسم بر اين است كه پدر يا مادر بايد به اندازه سن فرزندشان در روز تولد او، لاله گوش او را بكشند تا سال آينده براي او موفقيت را به همراه داشته باشد. همچنين فردي كه روز تولدش را جشن مي‌گيرد، بايد نخستين برش از كيك تولدش را به فردي بدهد كه نقش مهمي در موفقيت او در مسير زندگي برعهده داشته است. در چين پدر و مادرها با برگزاري مراسم باشكوهي و با دعوت از تعداد زيادي از دوستان و اقوام خود اين روز را جشن مي‌گيرند.


نودل (رشته‌فرنگي مخصوص چيني)‌ غذاي مخصوص روز جشن تولد در اين كشور است. جالب است بدانيد كه والدين در اين روز پول قابل توجهي را به عنوان هديه روز تولد به فرزندانشان تقديم مي‌كنند و به اين ترتيب شايد بتوان گفت كه چيني‌ها از جمله افرادي هستند كه در روز تولدشان يكي از بهترين‌ هدايا را از والدينشان مي‌گيرند.

در دانمارك، مردم در روز جشن تولد هريك از اعضاي خانواده خود، پرچمي را بيرون از خانه آويزان مي‌كنند تا به همه اعلام كنند كه در اين خانه يكي از اعضاي خانواده سالروز جشن تولد خود را جشن مي‌گيرد و ديگر اين كه والدين كادوي تولد فرزندش را هنگامي كه او در خواب است در كنار تختخواب او قرار مي‌دهند تا به اين ترتيب فرزندشان صبح روز تولد خود را با هديه‌اي كه از پدر و مادرش گرفته است آغاز كند،

 اما در ويتنام همه اعضاي خانواده بدون در نظر گرفتن روزي كه در آن متولد شده‌اند نخستين روز سال را به عنوان سالروز تولد همه اعضاي خانواده به طور مشترك جشن مي‌گيرند، چرا كه بر اين باورند با آغاز سال جديد يك سال به سن همه آنها اضافه شده است .

 در روسيه هم به جاي تهيه كيك تولد، نوعي كلوچه ميوه‌اي مخصوص روز تولد آماده مي‌شود و از همه مهمان‌ها نيز با اين كلوچه‌هاي ميوه‌اي پذيرايي مي‌شود. در كشور انگليس هنگام تهيه كيك تولد اشيايي مانند سكه پول در لايه‌هاي مختلف كيك قرار داده مي‌شود و اگر فردي هنگام خوردن كيك يك سكه در آن پيدا كند به اين معني است كه پول زيادي نصيب او خواهد شد.

 درآلمان يكي از اعضاي خانواده بايد پيش از آغاز روز و طلوع آفتاب شمع‌هايي را كه قرار است روي كيك توليد فردي كه در آن روز تولدش را جشن مي‌گيرد قرار داده شود، روشن كند. تعداد اين شمع‌ها برابر سن افراد است كه يك شمع ديگر نيز به نشانه آرزوي خوشبختي و موفقيت به اين تعداد اضافه خواهد شد. اين شمع‌ها همه روز و تا پايان شام و آغاز مراسم جشن تولد روشن مي‌مانند و پس از آن با خواندن ترانه مخصوص روز تولد، فرد شمع‌ها را پس از آرزو كردن خاموش كرده ، سپس هداياي خود را در حضور مهمان‌ها باز كرده و از آنها قدرداني و تشكر مي‌كند.

 در هلند نيز در سنين 5، 10، 15 و 20 سالگي كه سنين طلايي ناميده مي‌شوند، جشن‌هاي بزرگ و باشكوهي در روز تولد افراد برگزار مي‌شود. در اين سال‌ها پدر و مادر با اهداي هديه ارزشمندي تولد فرزندشان را تبريك مي‌گويد و ميز مخصوص سرو شام تولد را با نوارهاي كاغذي، گل‌ها و بادكنك‌هاي رنگارنگ تزئين مي‌كنند. 

 

پنج مورد شگفت انگیز در مورد انیشتین

در تاریخ سه شنبه 28 دی1389 توسط نسل امروز

 

سلام .امیدوارم روزگاری که به کام من نیست حداقل به کام شما شرین باشه.امروز طبق روال سه شنبه ها که آپ می شم این مطلب رو نوشتم امیدوارم که خوشتون بیاد ویه چیزی هم یاد بگیرید که به درد دنیا یا آخرت تون بخوره.

 پنج مورد شگفت انگیز در باره انیشتین

همگی ما میدانیم اکه انیشتین فرمولE=mc2 را کشف کرداما واقعیت آن است که در مورد زندگی او چیز کمی میدانیم صادقانه بگویم من حتی نمیدانم که این فرمول در کجا کاربرد دارد.بگذریم حال می توانید با این پنج مورد خودتان را شگفت زده بکنید.

1) او با سر بزرگ متولد شد

وقتی انیشتین به دنیا آمد او خیلی چاق بود وسرش خیلی بزرگ تاجایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص اشت اما بعد ازچند ماه سروبدن او به اندازه طبیعی بازگشت.

2) او درآزمون ورودی دانشگاه رد شد

درسال 1895در سن 17سالگی انیشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده درآزمون ورودی دانشگاه فدرال سویس رد شد.

درواقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده مثل تاریخ وجغرافی رد شد.وقتی که بعد ها از او دراین رابطه سوال شد او گفت آنها بی نهایت کسل کننده بودند واو تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالت در خود احساس نمی کرد.

3) او فقط یک بار رانندگی کرد

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها وتدریس دردانشگاه از راننده مورد اطمینانش کمک می گرفت راننده وی علاوه بررانندگی برای انیشتین همیشه در طول سخنرانی ها درمیان شنوندگان حضور داشت وبیشتر سخنرانی های انیشتین را راننده اش به طور دقیق حفظ می کرد .یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود از این همه سخنرانی احساس خستگی کرد وراننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند واو جای انیشتین سخنرانی کند وسپس به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند.

تفاوت ظاهری آنها مساله جدی نبود زیرا در محلی که قرار بود سخنرانی نماید کسی او را نمی شناخت .انیشتین قبول کرد اما کمی تردید داشت که پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده بپرسند واو نتواند پاسخ دهد.

به هرحال سخنرانی به نحو احسن انجام شد ولی تصور انیشتین درست ازآب درآمد.

دانشجویان درپایان  سخنرانی انیشتین جعلی شروع به پرسیدن سوال نمودند ودر این حین راننده باهوش گفت سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز میتواند به آنها پاسخ دهد.سپس انیشتین ازمیان حضار بیرون آمد وبه سوالات به راحتی پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

4) الهام گر او یک قطب نما بود.

در سنین نوجوانی پدر انیشتین یک قطب نما به عنوان هدیه تولد به او داد وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می کرد تلاش کرد طرز کارآن را یاد بگیرد که بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد بنا براین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

5)راز هوش بسیار بالای او

بعداز مرگ انیشتین در سال1955مغز او برای تحقیقات برداشته شد که توماس هارولی تکه هایی ازمغز را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت شد که مغزاو در مقابل انسانهای عادی از مقدار بسیارزیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند ساخته شده همچنین مغز او از مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به سیلویوس تشکیل شده که این مساله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد .

علاوه بر این مغز او داری تراکم وچگالی زیادی بوده وهمینطوردر قطعه آهیانه پایینی که  دارای توانایی همکاری بیشتربا بخش تجزیه وتحلیل ریاضیات است.

روزی شخصی به انیشتین گفت من اگر مغز تو را داشتم آدم بهتری می شدم وانیشتین جواب داد آدم بهتری باش تا مغز مرا هم داشته باشی!!!!!!

برای آنکه آدم مهم وموفقی باشیم لازم نیست تکرار کسی  باشیم کافی است خودمان باشیم وتوانایی هایمان را بشناسیم درآن صورت موفق خواهیم بود نه به عنوان انیشتین دوم نه به عنوان هزار دانشمند موفق دیگر فقط به عنوان خود خود.

روزی که من حقیقتا دوست داشته شدم(نوشته چارلی چاپلین)

در تاریخ دوشنبه 20 دی1389 توسط نسل امروز

سلام بر دوستان عزیز.همه ما توی زندگیمون سختی های زیادی داشته ایم وداریم که به نسبت میزان تلاش این سختی ها اضافه یا کم می شوند به عبارتی هرچه آدم پر تلاش تری باشی مشکلات وسختی هات بیشتر وهرچه تنبل تر مشکلات هم به نسبت اون کمتر.مسلما هرچه سختی ها بیشتر باشه لحظات ناامیدی هم بیشتر منظورم این نیست که لحظه های خوب نداره بلکه بالعکس هر تلاشی لحظات شیرین هم داره ولی ما باید یاد بگیریم چطور موقعیت هامون رو تعریف کنیم تا ناامیدی هامون کمتر وموفقیت هامون رو بشتر کنیم به نظر من این به طرز تفکر ما بر میگرده به اینکه چطور موقعیت ها ومسائل بیش اومده رو برای خودمون تفسیر یا توصیف کنیم .من روانشناس نیستم که بخوام شیوه تفکرتون رو تغییر بدم همه اینها مقدمه ای بود برای اینکه به لحظات ناامیدیمون که توی زندگی من هم کم نبوده یه جور دیگه نگاه کنیم چارلی چاپلین با اینکه بیش از یک قرن قبل از ما زندگی می کرده به این نکته پی برده چرا ما که ادعامی کنیم امروزی هستیم وافکارمون بازه به این نکته پی نبریم ا.این نوشته چارلی چاپلین رو بخونید وبعد قضاوت کنیدعنوان آن هست وقتی که حقیقتا دوست داشته شدم.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم متوجه شدم که درهمه موقعیت ها،در جایی خوب وزمانی خوب قرار داشتم وبنابراین توانستم خودم را آرام کنم امروز می دانم که آن اعتماد به نفس نامیده می شود.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم توانستم درک کنم که اضطراب ورنج عاطفی من فقط نشان از این بود که داشتم با اعتقاداتم مخالفت می کردم امروز,می دانم که آن صحت روانی نامیده می شود.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم به این که بخواهم زندگی متفاوتی داشته باشم خاتمه دادم واین آغازی بود برای اینکه ببینم هرچه برایم پیش می آید به رشد شخصیتی من کمک می کند.امروز,می دانکم که آن بلوغ نامیده می شود .

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم متوجه زیاده روی در هدف دلخواهم شدم که میخواستم موقعیتی یا فردی را به اجبار مطابق میل خودم کنم با اینکه خیلی خوب می دانستم که نه آن فرد آمادگی دارد ونه خودم واین که زمانش هم نیست .امروز می دانم که آن رعایت حال دیگران نامیده می شود.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم اقدام به رهایی خود کردم از هرچه که برایم مفید نبود،افراد،شرایط وهرچه که ازانرژیم می کاست اوایل منطقم آن را خودخواهی نامید .امروز می دانم که آن احترام به خود نامیده می شود.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم دیگر از داشتن وقت آزاد نترسیدم واز ترسیم نقشه های بزرگ دست برداشتم وامروز آن چه را که درست است وآن چه را که دوست دارم انجام می دهم هر وقت که دلم بخواهد وبا آهنگ خودم .امروز می دانم که آن سادگی نامیده می شود.

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم به این که بخواهم همیشه حق با من است خاتمه دادم ومتوجه تمام دفعاتی که اشتباه کرده بودم شدم .امروز فروتنی را کشف کردم .

روزی که حقیقتا دوست داشته شدم از زنده کردم گذشته ونگرانی برای آینده دست کشیدم.امروز در زمان اکنون،زمانی زندگی جریان دارد به سر می برم .

امروز من فقط یک روز را زندگی می کنم وآن سرشار بودن نامیده می شود.

روزی که من حقیقتا دوست داشته شدم متوجه شدم که ذهن من می توانست مرا به اشتباه بیندازد وناامیدم کند،با این وجود اگر او را به خدمتم دلم در بیاورم تبدیل به یک متحد ویار ارزشمند می شود.

پس ما هم باید یاد بگیریم که در لحظات ناامیدمون ذهن وفکرمون رو در خدمت دلمون بیاریم تا این لحظات موندگار نشدن بلکه فقط یه تجربه باشند،برای فرداهامون.به امید اون روز.

چارلی چاپلین با دخترش

برای من و برای تو!!!!

در تاریخ سه شنبه 14 دی1389 توسط نسل امروز
سلام .به دوستان عزیز.امیدوارم که حالتون خوب باشه وخوب بودن رو هیچ وقت فراموش نکنید.میخوام دعوت کنم شما رو .......................فکر می کنیدبه چی؟این مطلب رو بخونید خواهید فهمید.

در این حوالی کسی هست

که انتظارمان را می کشد

کسی که نزدیک است به ما

نزدیک تر از خودمان

نزدیک تر از رگ گردنمان

کسی که شنواترین است

بر شنیدن دردهایمان

وتواناترین است 

بر التیام بخشیدنشان

در این حوالی کسی هست

 که فرامی خواندمان

هر صبح وشام

 به آوایی رسا 

این یک دعوت نامه است

برای من

برای تو

به خوب بودن

وخوب ماندن

برخیز

وبشتاب

برای نیکی کردن

برای محبت کردن

که شاید فردایی نباشد.

برای جبران

سال نو مسیحی!!!

در تاریخ چهارشنبه 8 دی1389 توسط نسل امروز

 

سلام.با نزدیک شدن به عید سال نو مسیحی بد نیست یه کم در مورد این جشن بدونیم که حتی گفته میشه از شب یلدای ما گرفته شده!!!!

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامی‌داشت سالروزمسیح برگزار می‌شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند.

ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد. هرچند مهم‌ترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک ( به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، مردم بسیاری به‌خصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهم‌ترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می‌دارند.

منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان میلاد عیسی مسیح مبهم است و تاریخدانان در مورد آنکه مسیحیان از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد مسیح نمودند، راسخ نیستند. گرچه اناجیل چهارگانه در عهد جدید، تولد عیسی را با جزئیات شرح می‌دهند، ولی هیچ تاریخی در آنها ذکر نشده است. روز 25 دسامبر، برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد، در نوشته‌های(اولین تاریخ نگار مسیحی) به عنوان روز تولد مسیح، انعکاس یافته و بعدها به طور فراگیر در عالم مسیحیت پذیرفته شده است. امپراطوررومی كه به نام پدر كلیسا مشهور است و سال ها بعد پایتخت روم شرقی را بنا كرد و به نام خود قسطنطنیه نامید - در سال 312 ایتالیا و رم را تسخیر و به خاطر علاقه اش به دین مسیح در سال 313 فرمانی را در میلان برای آزادی و برابری مذاهب صادر كرد. سپس برای جلوگیری از نفوذ و شیوع آیین میترا و برپایی جشن یلدا در امپراطوری رم دستو ر داد كه چون مسیحیان نیز حضرت عیسی را مظهر نور می دانند یلدا را به عنوان روز تولد مسیح جشن بگیرند.

مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها می‌روند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی می‌کنند و در خیابانها و کوچه‌ها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا می‌نمایند

می دونم که این موضوع هیچ ربطی به کریسمس نداره ولی بد نیست بدونید که جزیره ای نیز به این نام در جنوب شرق آسیا، در ۳۲۰ کیلومتری جنوب جزیره جاوه در اقیانوس هند وجود دارد.

((علت نامگذاری این جزیره به کریسمس))

جزیره کریسمس در سال ۱۶۴۳ میلادی توسط یک کاپیتان انگلیسی به نام، ویلیام مینورز کشف شد، وجه تسمیه این جزیره به این خاطر است که کاپیتان مینورز این جزیره را دقیقا در روز ۲۵ دسامبر برابر با روز کریسمس کشف کرد.بیش از دو سوم جزیره به عنوان پارک ملی شناخته می‌شود.

 پیشاپیش شروع سال نو مسیحی بر شما مبارک.

مشارکت در هدفمند کردن یارانه یا رایانه !!!!!

در تاریخ شنبه 4 دی1389 توسط نسل امروز
 

سلام دوستان.امیدوارم که اوضاع به کامتون وروزگار بر طبق مرادتون باشه به خصوص با هدفمند شدن یارانه ها،چون یارانه ها هدفمند شده  من هم تصمیم گرفتم که رایانه خودم را هدفمند کنم وروزهای زوج از رایانه ام استفاده کنم باشد که در طرح بزرگ هدفمند کردن یارانه ها یا رایانه هاسهمی داشته باشم هرچند ناچیز .............................................................

با گذشت یک هفته از شروع طرح توجه شما رابه صحبت های دو نفر از همشهریهامون به نام های میگم ومیگه و آثاری که داشته جلب میکنم.

میگم:((چرا این ریختی شدی؟))

میگه:((چه ریختی شدم؟فدات شم.))

میگم:((توکه این قدر سیاه نبودی!))

میگه:((ما آب نمی دیدیم وگرنه شناگر قابلی بودیم ،فدات شم))

میگم:((منظورت چیه؟))

میگه:((مگه نشنیدی که یارانه ها هدفمند شده وباید در مصرف آب صرفه جویی کرد؟))

میگم:((فهمیدم .این طرح هم به نفع همشهریهای کثیف وتنبل شده.))

میگه:((چی کار کنم فدات شم.این یه وظیفه ملیه(صرفه جویی))

میگم:((این جوری به زودی هزار درد ومرض می گیری.خودمونیم سعی کن لااقل در مصرف دارو صرفه جویی نکنی!))

میگه(کو دارو؟فدات شم!))

این مطلب صرفا جهت شوخی بود وبس، پس لطفا جنبه سیاسی به اون ندید ضمنا شما هم با هدفمند کردن رایانه هاتون می تونید مثل من توی این طرح حضوری فعال داشته باشید.